قاعده و استثنا در یادگیری زبان: چالش‌ها و راهکارها

معمولاً شنیدن کلمه «گرامر» یا «دستور زبان» در میان دانش‌آموزان، حس نگرانی و ترس را برمی‌انگیزد که شباهت زیادی به مواجهه با فرمول‌های پیچیده ریاضی دارد. این ترس ریشه در تجربیات ناخوشایند گذشته دارد. اما دلیل اصلی این نگرانی چیست؟

قاعده و استثنا در یادگیری زبان: چالش‌ها و راهکارها

دستور زبان، همان‌طور که از نامش پیداست، مجموعه‌ای از قواعد و اصول است که گویشوران برای استفاده صحیح یا درک یک زبان آن را فرا می‌گیرند. همین الزام به رعایت اصول و قوانین، یکی از دلایل اصلی بیزاری از یادگیری دستور زبان است.

وسواس در مورد دستور زبان، ترس از اشتباه کردن، مورد قضاوت قرار گرفتن، مقایسه شدن با دیگران و کمال‌گرایی از دیگر عوامل این ترس و نگرانی هستند. واکنش معلمان نیز در کاهش یا افزایش این احساسات نقش بسزایی دارد. این موضوع نه تنها به فرار از یادگیری زبان منجر می‌شود، بلکه روانی مکالمه و اعتماد به نفس را نیز کاهش می‌دهد.

اما آنچه بیش از قواعد متعدد و خسته‌کننده دستور زبان آزاردهنده است، استثناهای بی‌شماری است که در زبان‌هایی مانند انگلیسی وجود دارد. معمولاً گفته می‌شود که چون نمی‌توان منطق یا دلیلی برای این استثناها ارائه کرد، باید آنها را به همان شکل حفظ کرد.

از سوی دیگر، زبان مادری فرد و تفاوت‌های آن با زبانی که قرار است آموخته شود، می‌تواند مانع و چالش جدی برای یادگیری آن زبان باشد؛ به ویژه زبان‌هایی که ریشه‌های جداگانه دارند و از یک خانواده محسوب نمی‌شوند. این تفاوت‌ها می‌توانند شامل مواردی از جمله الفبا، تلفظ‌ها، ساختارهای دستوری، ترتیب واژه‌ها در جمله و نظام افعال باشند.

برخی افراد هنگام یادگیری یک زبان خارجی، مدام آن را با زبان مادری خود مقایسه می‌کنند و پیوسته به دنبال دلایل تفاوت‌ها هستند. همین نکته مقاومت آنها را برای یادگیری بیشتر تقویت می‌کند. اما باید توجه داشت که تفاوت‌های فرهنگی و پیشینه تاریخی، اجتماعی و جغرافیایی، نقش مهمی در شکل‌گیری یک زبان و قواعد و استثناهای آن دارند. به عبارت دیگر، برخی از قواعد که ممکن است برای زبان‌آموزان غیربومی، غیرطبیعی و عجیب به نظر برسند، برای افراد بومی، طبیعی و عادی هستند. مثلاً برخی ساختارهای زبان انگلیسی اصلاً در زبان فارسی وجود ندارند. یا اینکه چیزی به نام حرف تعریف که در زبان‌هایی مانند انگلیسی و آلمانی وجود دارد، در زبان فارسی دیده نمی‌شود. یا مثلاً تقسیم‌بندی‌های زمانی در زبان انگلیسی، پیچیدگی‌ها و تنوعی دارد که زبان فارسی به آنها نیازی ندارد.

در ضمن، برخی از موارد، به ویژه استثناها، دلایل واضح، مشخص و قابل ارائه‌ای ندارند. این گونه موارد را باید به همین شکل پذیرفت و از آنها تبعیت کرد. بنابراین وقتی زبان‌آموزی یادگیری زبان جدیدی را آغاز می‌کند، مانند این است که به کشوری جدید یا حتی دنیایی تازه وارد شده و ناچار است از قوانین آن پیروی کند. مجموعه این قوانین، همان دستور زبان یا گرامر است.

آیا دستور زبان همه زبان‌ها به یک اندازه دشوار و پیچیده است؟ پاسخ منفی است. لاتین، چینی ماندارین، ژاپنی و عربی، نسبت به سایر زبان‌ها دستور زبان پیچیده‌تری دارند. به همین علت، یادگیری این زبان‌ها صبر، استقامت و ممارست بیشتری را می‌طلبد.

یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای تسهیل یادگیری دستور زبان، تغییر دیدگاه و رویکرد فراگیرنده نسبت به آن است. برخی به اشتباه معتقدند که بدون دانستن دستور زبان هم می‌توان یک زبان را آموخت. این درس هاب گفته درست مانند این است که بگوییم، فردی بدون دانستن قواعد یک بازی، می‌تواند در آن بازی مشارکت داشته باشد. اگر شخصی بدون دانستن قواعد یک بازی در آن شرکت کند، بدون شک شکست خواهد خورد؛ ضمن اینکه سایر بازیکنان مدام او را سرزنش و شماتت می‌کنند و احتمالاً توسط داور – اگر بازی داور داشته باشد – از بازی اخراج خواهد شد.

گام بعدی این است که زبان‌آموز دید خود را نسبت به دستور زبان تغییر دهد و از آن «هیولا» یا «قله‌ای دست‌نیافتنی» نسازد. این اقدام سبب می‌شود که دید او از «منفی» به «مثبت» تغییر کند و برای یادگیری دستور زبان بکوشد. در اینجا نیز نقش معلم بسیار کلیدی است. اگر معلمی بتواند «ذهنیت منفی» زبان‌آموز را نسبت به دستور زبان تغییر دهد، نیمی از راه را پیموده است، زیرا ایجاد «ذهنیت مثبت» در زبان‌آموز موجب می‌شود که او با علاقه و پشتکار بیشتری به یادگیری دستور زبان بپردازد. همین نکته بسیاری از موانع را از سر راه او برخواهد داشت.

ولی مانند سایر ارکان زبانی، شیوه‌های جدیدی نیز وجود دارند که هم آموزش و هم یادگیری دستور زبان را آسان‌تر می‌سازند. در قدیم معمولاً تلاش می‌شد که ابتدا دستور زبان یک زبان را به یادگیرنده آموزش دهند و بعد از او بخواهند که هنگام صحبت کردن یا نوشتن آن را به کار گیرد. ولی امروزه روش‌های جدیدی ابداع شده‌اند که هنگام کاربرد زبان و هم‌زمان با آن، دستور زبان را آموزش می‌دهند که اصطلاحاً به آن «روش مستقیم» می‌گویند. این روش، هم علاقه به یادگیری زبان را افزایش می‌دهد و هم از ترس و ملال آن می‌کاهد.

یکی از ضعف‌های کتاب‌های دستور زبان، حجیم بودن آنهاست و همین نکته، فراگیرندگان زبان را نسبت به یادگیری دلسرد می‌کند. قرار نیست همه نکته‌های دستوری را با استثناهای آنها، به یک باره و در زمانی کوتاه به فراگیر آموزش دهیم. این کار می‌تواند به تدریج صورت گیرد و از نکته‌های مهم آغاز و رفته رفته به موارد کم اهمیت‌تر منتهی شود.

استفاده از فناوری‌ها، ابزارها و منابع جدید نیز می‌تواند، آموزش و یادگیری دستور زبان را ساده‌تر و لذت‌بخش‌تر کند. به ویژه اینکه این امکانات به شکلی تعاملی و دوطرفه هستند و به زمان و مکان خاصی نیز محدود نمی‌شوند. در حقیقت، امروزه بسیاری از این موارد با استفاده از گوشی‌های همراه، همواره در دسترس هستند.

گرچه تمرکز بیش از حد بر دستور زبان و در خلأ و به کار نبردن قاعده‌ها در شرایط واقعی نیز روشی درست و مناسب برای آموزش دستور زبان به شمار نمی‌آید و موجب می‌شود که زبان‌آموزان هنگام استفاده از آنها در محیط‌های واقعی دچار اضطراب و اشتباه شوند، اما در هر صورت، با تمام مشکلاتی که بر سر راه یادگیری دستور زبان وجود دارد، برای یادگیری یک زبان، چاره‌ای جز یادگیری گرامر آن نیست؛ حتی اگر زبان مورد نظر، زبان مادری فرد باشد. مهم این است که شخص بر مقاومت اولیه درونی خود غلبه کند و البته معلمان مثل همیشه،

قاعده و استثنا در یادگیری زبان: چالش‌ها و راهکارها