جامعهشناسی به عنوان دانشی که به مطالعه واقعیتها و پدیدههای اجتماعی میپردازد، زندگی اجتماعی، قواعد و الگوهای آن، اخلاق، روابط و ارتباطات اجتماعی، و دکورز همچنین مسائل و آسیبهای اجتماعی را در کانون توجه خود قرار میدهد. انتظار میرود کتابهای درسی جامعهشناسی در دوره آموزش عمومی، این موضوعات محوری را سرلوحه کار خود قرار دهند. این رویکرد در تألیف کتب درسی، ضمن پایبندی به اصول و روشهای جامعهشناسی، به عینیسازی دانش جامعهشناسی و کاربردهای آن کمک میکند. این امر به ویژه برای دانشآموزانی که هنوز تفکر انتزاعی کاملی ندارند، مفید است و پیوند میان درس و زندگی واقعی را تقویت میبخشد.

با این مقدمه، پرسشهایی مطرح میشود:
- آیا کتابهای درسی جامعهشناسی با چنین رویکردی تدوین شدهاند؟
- آیا زندگی اجتماعی و چالشهای آن، محور اصلی این کتابهاست؟
- آیا این کتابها با زندگی واقعی دانشآموزان ارتباط برقرار میکنند؟
- تا چه میزان به پدیدهها و واقعیات اجتماعی به عنوان موضوع اصلی جامعهشناسی میپردازند؟
- تا چه اندازه با رویکردی عینی و ملموس برای دانشآموزان نگاشته شدهاند؟
- تا چه میزان با دنیای پیرامون و زندگی دانشآموزان هماهنگ هستند؟
- تا چه میزان به مسائل و مشکلات جامعه ایران پرداختهاند؟
- تا چه اندازه کاربردی هستند؟
میتوانیم پرسشهای عمیقتری نیز مطرح کنیم:
- کتابهای درسی جامعهشناسی تا چه میزان باور به علم و دانش را در دانشآموزان تقویت میکنند؟
- تا چه میزان علاقه و اشتیاق به علم جامعهشناسی را ترویج میکنند؟
- تا چه میزان به عنوان خود، یعنی «جامعهشناسی» متعهد هستند؟
- تا چه اندازه به موضوع، اصول، قواعد و روشهای جامعهشناسی پایبندند؟
- آیا این کتابها انتظارات از یک کتاب آموزشی و درسی را برآورده میکنند؟
در پاسخ به این پرسشها باید گفت که کتابهای درسی موجود، با تصور رایج از علم جامعهشناسی در محافل دانشگاهی جهان و نیز با انتظارات معلمان و دانشآموزان فاصله زیادی دارند. رویکرد این کتابها به جامعهشناسی، واقعیتهای اجتماعی و زندگی، واقعگرایانه و عینی نیست. آنها با دیدگاهی تفسیری، فلسفی، دینی و الهیاتی نگاشته شدهاند. این رویکرد ذهنی و انتزاعی، با واقعیات اجتماعی همخوانی ندارد و با زندگی اجتماعی بیگانه است. به همین دلیل، کمتر مورد استقبال معلمان و دانشآموزان قرار گرفته است. حتی میتوان گفت که نگرش بسیاری از دانشآموزان در تعارض با ایدههایی است که این کتابها ترویج میکنند.
علاوه بر این، دانشآموزان در سنی هستند که تفکر انتزاعی در آنها هنوز به طور کامل شکل نگرفته و ذخیره دانشی کافی ندارند. بنابراین، بسیاری از مفاهیم انتزاعی، تفسیری و ذهنی برایشان قابل درک نیست. این موضوع، به همراه عدم پرداخت کافی کتابها به مسائل و واقعیتهای زندگی اجتماعی، کاربردی بودن آنها را زیر سوال میبرد.
از کتابی که برای آموزش جامعهشناسی در دوره عمومی تألیف شده، انتظار میرود مفاهیم و اصول جامعهشناسی را با مثالهایی از واقعیتها و مشکلات زندگی شرح دهد تا باور و علاقه به این دانش را در دانشآموزان تقویت کند. اما کتابهای موجود، در جهت نقد و رد رویکردهای متفاوت جامعهشناسی حرکت میکنند؛ نقدهایی که معمولاً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا مطرح میشوند، نه در دوره آموزش عمومی و متوسطه.
روش تألیف و شیوه استدلال این کتابها نیز یکطرفه، قطعی و مطلق است، به گونهای که جایی برای پرسش، نقد و
