تربیت مطلوب از منظر اسلام

تربیت مطلوب و دستیابی به یک زندگی سعادتمندانه، همواره هدف اصلی تمامی برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های مرتبط دیجیزا با تعلیم‌وتربیت انسان بوده است. با این حال، برداشت‌های متفاوتی از مفهوم «مطلوب» وجود دارد. درک چیستی و چگونگی تربیت مطلوب، مهم‌ترین پرسش برای انسان‌هاست، چرا که هر فردی آرزوی یک زندگی سعادتمندانه و شرافتمندانه را در دل دارد.

تربیت مطلوب از منظر اسلام

انسان آزاده و خردمند با رجوع به فطرت و عقل خود درمی‌یابد که خالق حکیم او را بدون هدف و غایت نیافریده است. فطرت الهی انسان را به حقیقت‌جویی، کمال، جاودانگی و سایر فضیلت‌های خدادادی سوق می‌دهد. دستیابی به این فضیلت‌ها از مسیر آگاهی، شناخت و کسب مهارت‌های لازم برای یک زندگی صحیح و خداپسندانه می‌گذرد. خالق انسان است که با توجه به ویژگی‌ها و استعدادهای او، معنای درست زندگی‌کردن را تعریف می‌کند و بر اساس حکمت و مصلحت، همواره راهنمای اوست تا با رشد و تعالی به سعادت در زندگی امروز و فردا، یعنی حیات دنیوی و اخروی، دست یابد.

خداوند مهربان و حکیم برای رسیدن به چنین زندگی و حیاتی، راهنمایان دلسوزی همچون پیامبران، معصومین (علیهم‌السلام) و کتاب‌های آسمانی را فرستاده است. اوج و قله این هدایت در مکتب اسلام، در کتاب حیات‌بخش قرآن کریم و سیره معصومین (ع) بیان شده است که از آن به دستیابی به «حیات طیّبه» با بهره‌مندی از دستورات و راهنمایی‌های خالق هستی تعبیر می‌شود. بدیهی است که این تعالیم و راهنمایی‌ها توسط عقل و تجربه‌های مفید بشری نیز تأیید می‌شوند، زیرا خالق از هر موجود دیگری، از کارایی مطلوب و هدف آفرینش آن مخلوق آگاه‌تر است. پیگیری این موضوع، نیاز اساسی و فطری همه انسان‌ها از ازل تا ابد است؛ به عبارت دیگر، معمّا و گمشده هر انسان فهیم و عاقل. در غیر این صورت، خلقت بدون هدف، کاری عبث و بیهوده خواهد بود.

بر این اساس، حیات طیّبه یک الگوی حقیقی، فطری و توحیدی برای رشد و تعالی همه‌جانبه انسان است، به گونه‌ای که بنای زندگی او را بر مبنای ایمان به خدا و عمل صالح پی‌ریزی و استوار می‌سازد و سعادت هر دو سرای انسان را تضمین می‌کند. سرچشمه الگوی حیات طیبه در دو ثقل گران‌بهای هدایت، یعنی «قرآن کریم» و «عترت» (علیهم‌السلام) به خوبی تصریح شده است.

«حیات طیّبه» در اصطلاح اسلامی، نوعی زندگی است که انسان در ارتباط با خدا به آن دست می‌یابد و با رسیدن به آن، در تمامی ابعاد وجودی خویش از پلیدی‌ها به دور خواهد بود. این ابعاد شامل جسم، اندیشه، اعتقاد، میل، اراده و عمل فردی و جمعی انسان است. فرد در این سبک زندگی، مبدأ و غایت حقیقی جهان را باز می‌شناسد و به آن گرایش می‌یابد. در عرصه جسم، به پاکی، سلامت و قوت می‌رسد، سعی می‌کند گرایش‌ها و هیجان‌های خود را به صورت موجه و مشروع تنظیم و بروز دهد، و در نهایت اراده‌ای معطوف به خیر پیدا می‌کند و در عرصه فردی و جمعی به عمل صالح می‌پردازد. در نتیجه، عدالت و رأفت را در جامعه گسترش می‌دهد (باقری، 1382).

خداوند مهربان، در کتاب هدایتگر قرآن کریم، دستیابی به حیات طیّبه را به ما سفارش کرده است. در آیه 97 سوره مبارکه «نحل» می‌خوانیم: «مَن عَمِلَ صالحاً مِن ذَکرٍ او اُنثی وَ هو مؤمنٌ فَلنُحیینَهُ حیاةٌ طَیِبَه»: هر کس، چه مرد و چه زن، عمل صالح انجام دهد، به شرط آنکه مؤمن باشد، خداوند متعال زندگی او را حیات طیّبه قرار می‌دهد.

حیات طیّبه به چه معناست؟ جالب است بدانیم که این واژه دارای معنای عمیق و چندجانبه‌ای است که به تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی مربوط می‌شود. «طیّب» به هر آنچه برای زندگی تمیز، مفید، حلال، سالم و ایمن است، اطلاق می‌شود و لازم است در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی ملاحظه و رعایت شود. واژه طیّب کامل‌ترین کلمه برای «تربیت مطلوب» است، زیرا در یک کلمه تمامی نکات و ظرافت‌های مادی و معنوی دیده شده است.

در پاسخ به این سؤال فراگیر و مهم که: «تربیت مطلوب چیست؟» لازم است بگوییم: تربیت مطلوب در اوان کودکی عبارت است از تلاش، تمهید و زمینه‌سازی برای زندگی بر محور حیات طیّبه. یعنی با توجه به معنای وسیع طیب که ذکر شد (تمیز، مفید، حلال، سالم و ایمن)، لازم است محیط، محتوا، امکانات، تجهیزات پیرامون کودک و تعامل وی با همسالان، اطرافیان، اولیا و مربیان، و حتی رسانه‌ها، زمینه‌ساز زندگی طیّب برای کودک باشند. در این مسیر خطیر، سال‌های آغازین زندگی و دوره اوان کودکی، مهم‌ترین مرحله در شکل‌گیری و پی‌ریزی بسیاری از مؤلفه‌های زیستی، عاطفی و شخصیتی است. همچنین کودک در این دوره بیشترین تأثیرپذیری را از والدین، مربیان، مؤلفه‌های محیط و محتوای تربیتی آموزشی دارد.

بنابراین در منظومه تعلیم‌وتربیت کودک، لازم است بیشترین توجه، سرمایه‌گذاری و تلاش را در جهت ارتقای کیفی بسترها و مؤلفه‌های تأثیرگذار تربیتی در این دوره بنیادین رشد و نمو داشته باشیم. زیرا انسان در سنین اولیه یا همان اوان کودکی، تمامی گزاره‌ها و محرک‌های محیطی و هر آنچه در معرض او قرار دارد را در ذهن و درون خود، همچون نقش روی سنگ، حکاکی و ذخیره می‌کند. دیدگاه اثرپذیری و ماندگاری آموخته‌ها و تجربه‌های کودکی و بروز آن در سنین بزرگ‌سالی از طریق رفتار و گفتار را تمامی نظریه‌های رشد و تربیت تأیید می‌کنند.

«حیات طیّبه وضع مطلوب زندگی بشر در همه ابعاد و مراتب، بر اساس نظام معیار ربوبی است که تحقق آن باعث دستیابی به غایت زندگی یعنی قرب الی الله خواهد شد. البته حیات طیبه امری صرفاً اخروی نیست، بلکه در حقیقت حاصل ارتقا و استعلای حیات طبیعی و متعارف آدمی در همین دنیا، با صبغه الهی بخشیدن به آن است. تحقق آن به شکوفایی فطرت و رشد همه‌جانبه استعدادهای طبیعی و تنظیم متعادل عواطف و تمایلات و در نتیجه تکوین و تعالی پیوسته هویت افراد برای شکل‌گیری و پیشرفت مداوم جامعه‌ای صالح بر اساس نظام معیار دینی در مسیر قرب الی الله، منجر می‌شود» (مقام معظم رهبری دام عزه در دیدار با قاریان قرآن کریم – 24 تیرماه 1389).

اخیراً مطلع شدم، انتشارات انقلاب اسلامی با هدف تجهیز مربیان، معلمان و طراحان و برنامه‌ریزان عرصه تربیت و آموزش کودک و نیز تمهید نگرش عالمانه و آگاهانه والدین نسبت به موضوع خطیر تربیت کودکان مبتنی بر معارف اسلامی، به انتشار کتاب «تربیت کودک در اندیشه حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظلّه‌العالی)» دست زده است. این

تربیت مطلوب از منظر اسلام